تبليغاتX
هیئت محبان حضرت اباالفضل العباس(ع)سمنان
منــوي کاربــــر

صفحه نخست وبلاگ
پروفــــايل مديـــر وبلاگ
ارســـال نامه به مديــــر وبلاگ
وبلاگ طــراح قـــالب

لينکـــــــدوني

مديـــريت

با سلام...
اميدوارم از مشاهده وبلاگ ما لذت برده باشيد . لطفــا با نظرات سـازندتون مــا رو در پيشبـــرد وبلاگ ياري کنيـــد .
با تشکر .:: مسافر کربلایی ::.
لوگوي دوستــــــان
Myup.ir | My Upload's Center






براي تبـــادل لوگــو ابتدا لوگوي مــا را در وبلاگ خود قــرار داده و سپس به ما اطلاع دهيـــد.
آمار و نظر سنجي

لينک RSS
.:: شرور که نیستی.گیج و خنگ هم نباش

شرور که نیستی.گیج و خنگ هم نباش

حاج محمد اسماعیل دولابی در تعبیری زیبا از وظایف منتظران در دوران غیبت می‌گوید:
پدر چهار تا بچه این‌ها را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ها را مرتب کنید تا من برگردم. می‌خواست ببیند کی چه کار می‌کند. خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند برای خودش.

یکی از بچه‌ها که گیج بود یادش رفت. یادش رفت. سرش گرم شد به بازی و خوراکی و این‌ها. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.

یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه
را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، وحشت گرفتش. ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد جمع کنیم، مرتب کنیم.

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را. می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد، بعد می‌رود چیز خوب برایش می‌آورد. هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که هم ‌این‌جا است. توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم.

آخرش آن بچه‌ شرور همه جا را ریخت به همدیگر. هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این دارد می‌خندد. خوشحال است، ناراحت نمی‌شود. وقتی همه جا را ریخت به هم، همه چیز که آشفته شد، آن وقت آقا جان آمد. ما که خنگ بودیم، گریه کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد. زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش. شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش. زرنگ باش، نگاه کن پشت پرده رد تنش را ببین و بخند و کار خوب کن. خانه را مرتب کن.



نوشته شده توسط مسافر کربلایی در تاريخ جمعه 1390/07/22 و ساعت 23:15

لينك مطلب

.:: امام رضا و ورود به ایران

امام رضا و ورود به ایران
 

 

در سال 200 هجری مأمون« امام رضا (ع)» را وادار کرد به خراسان بروند در پی آن بود که امام را از شیعیان دور کرده و ایشان را در انزوا قرار دهد و هرگز انتظار نداشت امام هشتم شیعیان پس از طی راهی طولانی با استقبال گسترده مردم مواجه شوند.

«رجاء بن ابی‌ضحاک» که مأمون او را برای حرکت دادن حضرت رضا علیه السلام به مدینه اعزام نموده بود می‌گوید: «در این مسیر پرهیزگارتر از امام رضاعلیه السلام ندیدم. تمام اوقاتشان به عبادت و یاد خدا سپری می‌شد و در هیچ شهری وارد نمی‌گردیدند مگر این که مردم از هر سو به ایشان روی می‌آوردند و مسایل دین ر پرسیده و یا استفتاء می‌نمودند و حضرت به آنان پاسخ می‌دادند و احادیث بسیاری برای آن‌ها از پدرانشان از حضرت علی علیه السلام و رسول خدا (ص) بیان می‌فرمودند که گزارش این دیدار ها و گفتگوها را به مأمون ارائه دادم.»

در مسیر حرکت امام (ع) آثار بر جای مانده در شهرها و مناطقی که محل استقرار امام بوده، نشان از علاقه ویژه شیعی در میان مردم است.

برای اطلاعات بیشتر روی لینک های زیر کلیک کنید...

پیشینه و پیچیدگی تعیین مسیر حرکت هجرت امام‌رضا‌(ع) به ایران

مسجد اهواز

قدمگاه آبادان

قدمگاههای شوشتر و دزفول

قدمگاه رامهرمز

قدمگاه بهبهان

قدمگاه ابرکوه

قدمگاه خرانق

قدمگاه فرط

قدمگاه ده شیر

قدمگاه های نایین

مسجد قدیمان نایین

مدرسه رضویه

قدمگاه نیشابور

ورود امام رضا(ع)

قدمگاه مرو



نوشته شده توسط مسافر کربلایی در تاريخ چهارشنبه 1390/07/13 و ساعت 11:38

لينك مطلب

.::

برای امام زمانمان!!!!!!!!!!!!!



آنجا که خانه توست دنياي ديگري هست

آري در اين زمين هم، يک جاي بهتري هست


هر صبحدم که خورشيد از خانه تو خيزد

گويد که آي مردم اينجا پيمبري هست


نامه نوشتم اما، مانده به روي دستم

اينجا پر از کلاغ است، آنجا کبوتري هست؟


آقا اگر بياييم آن شهر بانک دارد؟!

بازارتان چطور است؟ اجناس و مشتري هست؟!


اينجا دلارهامان در گاو صندوق امن است

آنجا اگر بياييم اصلا کلانتري هست؟!


ما اعتقاد داريم چايي اول وقت

حالا نماز بعداً، آنجا سماوري هست؟


هر جمعه سفره چيديد تا ميهمان بيايد

آقا ببخش ما را کار مهمتري هست


اين جمعه خسته بوديم، بگذار هفته بعد

حالا که وقت داريم، يا ماه ديگري هست


گم گشته ايم آقا پيدا کنيد ما را

در لابلاي اين شهر، اين شهر محشري هست


جز چند عده معدود، باقي خوشيم آقا

اصلا حواسمان نيست دنياي ديگري هست!





نوشته شده توسط مسافر کربلایی در تاريخ دوشنبه 1390/06/07 و ساعت 0:44

لينك مطلب

.:: عذاب قبر

چند چیز باعث عذاب قبر است

ضایع کردن و هدر دادن نعمت هاى خدا

بى اعتناى به نماز

نمامى (سخن چینى ) کردن

پرهیز نکردن از ترشح بول

دورى کردن مرد از اهل و عیال خود

غیبت کردن برادر مومن

دروغ گفتن

بداخلاقى با اهل و عیال

 

چند چیز باعث در امان بودن از عذاب قبر است

یاد دادن و یاد گرفتن خیر

تمام کردن رکوع در نماز

شاد کردن قلب مومن 

لباس دادن به مومن

خواندن سوره (و الذاریات )

خواندن سوره نساء هر جمعه

هر روز صد مرتبه گفتن (لا اله الا اللّه الملک الحق المبین )

خواندن آیه الکرسى

چهار مرتبه حج کردن

خواندن سوره (حم زخرف ) 

مردن در روز جمعه



نوشته شده توسط مسافر کربلایی در تاريخ پنجشنبه 1390/05/13 و ساعت 16:11

لينك مطلب

.:: به بهانه ی ماه رمضان

سلام.با کمال شرمندگی بخاطر تاخیر چند ماهه تو به روز کردن مطالب وبلاگ به بهونه ی ماه رمضون دوباره برگشتیم.

شاید یکی از دلایل این تاخیر این بود که یه کم بیشتر قدر وبلاگ دونسته بشه و اینقدر بچه ها بی حال نباشن.

ماه رمضونتون مبارک.ایشالا که این ماه رمضان برامون بال پرواز بشه تا برسیم به معبودمون.

ایشالا از امروز با مطالب جدید و فیلم ها و عکس ها و صوت های هیئت و به خصوص جشن میلاد حضرت حضرت عباس به روز میشیم به شرط اینکه خیلی خیلی بیشتر از قبل بیاین و سر بزنید و نشر بدید.

منتظر نظرات و پیشنهادات و انتقاداتتون هستیم...یاعلی



نوشته شده توسط مسافر کربلایی در تاريخ یکشنبه 1390/05/09 و ساعت 13:24

لينك مطلب

.:: آخرين ارســـال هـا